شهراد شیرکوچولوی ما
http://www.procreo.jp/labo/flower_garden.swf تقدیم به شما...................!!!! شیر کوچولو دوستتون داله شهراد اگه خودت بری دسشویی فرشته مهربون بهت جایزه می ده... شهراد : کو... کجاس؟ اونجاس(تهویه دسشویی نشون داده شد) شهراد : نه... کو... نیس که... بابا محمد شهراد آخر شب...... شهراد برو دسشویی فرشته مهربون برات جایزه میاره شهراد : باسه بابامحمد : جایزه شهی رو بده (دل کوچیک بابا طاقتش کمه!) جایزه صبح فردا...... شهراد دیدی فرشته مهربون برات دیشب جایزه آورد شهراد : نه... شهراد : مگه بابا فلشته مهلبونه؟؟؟ شهراد : بابا بازم جایزه بلام می خله؟ شهراد : بلام تفنگ سیاه بخل.. می خلی؟ آره پسرم می خرم. شهراد : مگه مامانی فلشته مهلبونه؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ای داد بی.... داد....! فرشته مهربون خونه ما لو رفته. قصه از کجا شروع شد از یه شب پر ماجرا ... و بعد ... وقتی بعد یه گردش شبونه ساعت 1 بعد نیمه شب شد بچه ها تازه هوس نان داغ کردند و کل شهر و گشتیم و گشتیم و گشتیم تا نان داغ پیدا شد ولی دریغ...از چشمان بیدار وروجکا لنا و شهراد در حال خواب دیدن نان داغ.... خو ....رخ....نی دم دیگه.... در ادامه حرفای شیر کوچولو =دردسرهای مامان برا عکس گرفتن امروز بابایی روزنامه خبر ورزشی که هر روز میخونه رو نشونم داد وگفت خلاصه عکس شهراد توش زدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کو؟ آره اما کی؟ این لباس رو از کجا آوردی اها... ای بلا فتو شاپ؟ نه... خدای من چقد شبیه شهراده نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خبر ورزشی-11اردیبهشت1391صفحه12 لطفا بخونید: تارا 20:37 9 ارديبهشت 1391 دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش. [Web] - [E-Mail] [ نظر تایید نشده ] [ تایید ] [ حذف ] [ پاسخ ] تاحالا هزار بار برام از این جور کامنت ها اس ام اس ها و.. اومده نظر شما چیه؟ شما چه عکس العملی دارین؟ نظرتون مهمه .... نوشت: ١.میدونم هیچ کامنتی ندارم ٢. چرا همه از این جمله ها می فرسن؟ ٣. چرا هیچ کی جواب نمی ده؟ بابایی گفت:شهراد رو آماده کن ببرمش بیرون شهراد مثل همیشه: خوشحال... آماده... بوس... بای بای اما... اما... شهراد چرا مامانو این طور نگاه می کنی؟ صدای شهراد توی را ه پله می پیچه: نلیم... مامانی گنا میشه نلیم... مامانی گنا میشه نلیم... مامانی گنا میشه نلیم... مامانی گنا میشه (نریم ... مامانی گناه داره- تنها میشه) یه جمله با دومعنی.... ای دوست داشتنی... نفس... زندگی... میشه تو رو داشت وباز هم از دنیا و غصه هاش گلایه کرد؟ شیرین زبونم دوستت دارم. حسابی چبسید.... چی؟ خواب دیگه... اگه گفتین بعد چی خواب می چبسه؟ در ادامه می گم: این روز ها... یه دوچرخه ... یه اسب... جعبه ابزار... چند تا کتاب... کارتون همه ریخته توی حال... و شهراد تموم لحظه هاشو با همین ها میگذرونه اما امروز صبح: شهراد که جیش زده توی شلوارش ومن متوجه نشدم داشتم باهاش بازی می کردم :مامانی بخند : مامانی نا لاحت نشو اااااا شهراد شلوارت چرا خیسه : آب لیخت آب از کجا اومد : اونجا کجا مامانی؟؟؟ :مهد کودک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :مامانی بخند... نالاحت نشوووو.بلیم دشویی باشه آخه چی بهت بگم شیرین زبونم شهراد اینجا رو گلد نکن آشغاله پات کثیف میشه : مامانی یواشکی اومدم=از کنارش رد شدم لگد نکردم آشغال رو : اونککی دومن... اونککی دومن...=اون پستونکم رو می خوام دوچرخه وشهراد مامانی دوچرخه رونیار سر سفره :دوخرچه ناهال بوخوله... بخول بخول.... مامانی دوچرخه رو نیار تو رخت خواب : دوخرچه لالا کنه ...لوش پپو بزال : دوخرچه جیش داله :دوخرچه اب میخاد : دوخرچه بیاد آشخس خونه خونه هرکی میریم : بلیم خونه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تازه اومدیم :بلیم خونه دوخرچه بازی کنم کالتون ببینم اینم این روز های ما..... آخل هفته شد رنگ سبز ... امیدوالم همه روزای همه سبز باشه ینی مامانم آرومه که اسم آخل هفته رو سبز گذاشته؟ نی دونم ... در ادامه حرفای شیر کوچولو عکس ...عکس ...عکس ... با یه کمی حلف.... مامانی خو آب بازی دوست دالم دیگه.... زهرا نبشته: ------------------------------------------------------------- بخدا نمی خوام فقط از این قسمت کارات مطلب بزارم اما تقصیر خود وروجکته از بس این روزها ... آب بازی میکنی در ادمه حرفهای شیر کوچولو.... عکس های بدون شرح این بلاچه س. شهی عزیزم نفسم دنیا رو باتو عوض نمی کنم دوستت دارم ادامه حرفهای شیر کوچولو حرفهایی برای گفتن هست وقتی مامانی داره به کاراش میرسه وبه من توجه نمی کنه منم دست به کار میشم ابل (اول) عنک میزنم تفنگم هم میگیلم مامانی دستا بالا کیو کیو کوشیدم(کشتم) خوب ماما حالا نگام میکنه بوسم میکنه میگم : دوست هستی؟ میگه : آله خیالم راحت که شد میرم سراغ بازی نبشته مامانی: ------------------------------------------------------------------------ توجه: 1. عینک رو چرا برعکس گذاشتی 2. دیگه نگو به من بچه بد ... میدونم از کجا یاد گرفتی 3.خونمو چرا ریخت وپاش کردی آخه سبد اسباب بازیه؟ 4. عاشق این تیریپتم ... دوستت دارم ... سلام سال نو مبارک دعای شیر کوچولو در سال 1391 برای همه: خداوندا به همه بندگانت سلامتی بده سفره هفت سین که به کمک شهراد کوچولو درست کردیم در ادامه حرفهای شیر کوچولو: عکس و عکس و عکس... اینم مایه تو...(اینم مال تو) حال من وشهی جونم خیلی بهتر شده ممنون از دوستان عزیزی که که که ... تنهامون نذاشتن ... وممنون از خدا جون در ادامه حرف های شیر کوچولو کارهای بانمک این چند روزش رو گذاشتم و چند تا عکس مهم دیگه... اگه دوست داشتین ... ببینید... ![]()
![]()
برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست...
برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...
برای تویی كه احساسم از آن وجود نازنین توست...
برای تویی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...





جایزه
بخره
یواشکی بیاره![]()
وای...
می... بی...نه!!!!!!!!!
زیر پتو
شهراد : آجخوووووووون جایزه

ادامه قصه .... محصول مشترک![]()
... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...

... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...



... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...



... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...
... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...
... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...



... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...

... ادامــﮧ حرفهای شیر کوچولو...
| [-Design-] |





